خرید بک لینک
حدود 28 آذر برای 3 روز رفتم تهران. ورکشاپ آموزش پایتون تو دانشگاه الزهرا.

مهرداد و سعید رو دیدم. عالی بود. دلم براشون تنگ شده بود. مهرداد هم درس میخوند هم تو شرکت استادش کار میکرد. سعید هم دقیقا همینطور.

مهرداد ازم پرسید: بهزاد تو چی میخوای؟؟؟

منم گفتم: آرزوم اینه که منجم بشم. یروز بتونم ارشد نجوم بخونم.

مهرداد گفت: پس چرا بغلش نمیکنی؟؟!!

راستش وقتی اینو گفت خیلی فکر کردم. اروم اروم تغییر کردم. خیلی جالب بود برام. زهرا هم قبلا میگفت بهم دنبال علاقه برو.

وقتی اومدم گلپا هفته بعدش رفتم اصفهان ماجرا رو به زهرا گفتم اونم واقعا حمایتم کرد.

بعد یه سری به رضا زدم نجف آباد. اونم گفت اگه واقعا اینو میخوای، خب باید بری دنبالش.

بعد که اومدم خونه، رفتم کتابهای کنکور رو از کتابخونه گرفتم. از خانم یوسفی راهنمایی گرفتم. بعد رفته رفته دیدم هرچی به سمت علاقه ام میرم، انگاه دنیا بیشتر کمکم میکنه. انگار شانس بیشتری میارم. مثلا یه سخنرانی برای نقد فیلم Europa Report برام جور شد. تو پادکستها شنیدم که آقای Paul Matt Sutter هم قبلا کامپیوتر میخونده و تغییر رشته داده رفته اخترفیزیک. خلاصه رفته رفته اینا برام انگیزه شد و به حرف مهرداد رسیدم. الانم میخونم. سال 97 رتبه ام شد 460. زبان 60، تخصصی یک 6، تخصصی دو 0. یعنی میانگین 10 درصد. برم ببینم چیکار میکنم. فعلا

برچسب: نویسنده: نیما امیری تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 5:28

صفحه بندی