Good News
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 9:06
سلامالان که دارم تایپ میکنم، تو پارکینگ پالایشگاه نشستم تو ماشین خودم منتظرم وقتش برسه برم داخل. آره. ماشین خودم. پراید 131 مدل 93 که به قیمت 34 تومن روز 6 آبان 98 خریدم. لذت داره وقتی یک چیز کاملا از دسترنج خودت باشه. اتفاقات خیلی خیلی مهمی افتاد. آخرای تابستون برای بارش شهابی برساووشی من خانواده ر...
Education
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 9:06
الان که دارم این نوشته رو می نویسم توی خونه ی جدیدمون هستیم، وسایل زهرا رو چیدیم و یکم آروم گرفتیم. پارسال کارشناسی ارشد رشته ذرات بنیادی دانشگاه اراک قبول شدم. با توجه به اینکه من کارشناسی فیزیک نخوندم، برای همین همه دروسی که تو دانشگاه بود برام خیییلییی سنگین بود و ترم اول رو افتادم. ترم دوم هم مر...
One of my best Eras
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:38
خیلی وقته ننوشتم. اشتباه کردم ننوشتم. دفعه قبلی که نوشتم 29 دی 97 بود. از اون موقع تا به حال کلی اتفاق افتاده: * 3 بهمن بود که از پالایشگاه زنگ زدن گفتن فردا ( پنجشنبه 4 بهمن) بیا مصاحبه. حدود 200 300
روزی که شب بود
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 5:28
ددیروز بدترین شنبه ای بود که تجربه کردم. برای جشنواره با سه نفر دیگه رفته بود تهران. اینکه مجردی با هم برن بیرون آزارم داد. کل شب شنبه، روزش و شب یکشنبه دلهره، استرس، نگرانی، حالت بددددددددددددد داشتم
Super busy bad days
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 5:28
روزای فوقالعاده بد. سرمون شلوغه. از طرفی از نظر روحی، متلاشی شدم. زهرا با الهه و دو تا پسر دیگه رفتن تهران. این سفر منو عذابی داد. درسته برای جشنواره بود، اما عذاب آور بود برام. بدتر از همه اینکه ز
This means so much to me
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 5:28
"بهزادم یچیزیرو نگفتم بهت دیروزشاید غرورم نذاشت یا هرچیسه روزپیش برای اولین بار واقعا دلم نخواست جشنواره المانو برم و فكرمیكنم اگر جور شه هم نرمدلم خواست وقتی باهم میریمو بهت نگاه میكنم شاد شاد ببینمت
صحبت سعدی با من
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 5:28
هر که سودای تو دارد چه غم از هر که جهانش نگران تو چه اندیشه و بیم از دگرانش آن پی مهر تو گیرد که نگیرد پی خویشش وان سر وصل تو دارد که ندارد غم جانش هر که از یار تحمل نکند یار مگویش وان
Welcome Back
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 5:28
خیلی وقته ننوشتم... خیلی وقته حدود چهل پنجاه روز هست که خیلی شلوغ بود. -برای تدریس نجوم رو روال افتادم. میدونم چی باید درس بدم چی نه. -با پژوهشسرا برنامه گذاشتیم برای ماه گرفتگی.... کلی آدم اومده بود
The amazing night
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 5:28
دیشب ساعت 9:30 تا 3 صبح من و زهرا و باباش رفتیم رصد بارش شهابی جوزایی. داخل ملک یکی از فامیلاشون. کلی شهاب زیبا دیدیم. راحت راحت ساعتی 60 تا شهاب به بالا میشد دید. آتیش قشنگی داشتیم. با لیزر و دودها ب
Important trip
-
تاریخ: 1397/11/10 ساعت: 5:28
حدود 28 آذر برای 3 روز رفتم تهران. ورکشاپ آموزش پایتون تو دانشگاه الزهرا. مهرداد و سعید رو دیدم. عالی بود. دلم براشون تنگ شده بود. مهرداد هم درس میخوند هم تو شرکت استادش کار میکرد. سعید هم دقیقا همینط
Great
-
تاریخ: 1397/3/14 ساعت: 16:53
الان که دارم تایپ میکنم، تو شرکت دارم ناهار میخورم. از خدا خواسته بودم که بعد از سربازی حتی یک روز هم بی
Worshipful
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 18:22
بعضیام هستن، انقدر بزرگن، که ادم نمیتونه تصور کنی. حقیقتش اگه بخوام بگم، تا حالا ندیده بودم یا لااقل خیلی کم دیدم کسی که اشتباه طرف رو ببینه و بازم با نهایت بزرگی ببخشه. اینه «معجزه عشق» و اینه یک انسان محترم. ILZ
New experience
-
تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 18:22
سه شنبه هفته گذشته رفتم داخل بورس. البته قبلا رفته بودم. در حقیقت برای اولین بار سهام خریدم. (زشگزا)تا امروز همینطور سودش اضافه شده و من خیلی خوشحال هستم. ++ کتاب انسان خردمند رو شروع کردم و نمیتونم رهاش کنم. عااااااالیه. تو اینستاگرام هم سری زدم. هرکی خونده بود، تعریف میکرد ازش و منم کامنت میزدم بر...
اتفاق تازه
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 20:18
امروز مادر زهرا اومد مغازه تا لباسشو بگیره من و بابا و مامان و ستایش بودیم. با مامانم خوش و بش کردن. بعد به مامانم گفت تشریف بیارید منزل خوشحال میشیم، تعارف کردن نداره و.... بعد که رفت، مامان و بابا با هم حرف میزدند. من رفتم ته مغازه تا مثلا ندونم چی میگن ولی تابلو بود درباره من بود. وقتی اومدم جلو ...
Presentation
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 20:18
دیروز خانه فیزیک اصفهان سخنرانی داشتم. یکی از بزرگترین موفقیت های زندگیم. الان از خیلیا بالاترم. سال بعد این موقع چی شده؟ درسته جمعیت زیادی نیومده بود. اما من خودمو آماده کرده بودم. ثابت کردم من میتونم. مرسی از زهرا که همیشه پشتمه. هیچوفت حمایت هاشو فراموش نمیکنم. ILZ
Conversation
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 20:18
She: "تو تهران بزرگ شدی لیسانس مکانیک از یه دانشگاه دولتی خیلی خوب داری بعد از اون پیش بابات کار کردی (خیلی ها همین هم نمیکردن و نمیکنن) بعد از اون تو سرباز هستی 99درصد سربازا فقط میرن سربازی و از خونه دورند به هیچ چیزی دسترسری درست ندارمتو الان ماهی 300 داری میگیری معلم هستی که هرچند سربازیته ولی ه...
Busy Days
-
تاریخ: 1396/9/30 ساعت: 20:18
روزهای شلوغ و پرکار. -امتحان گرفتن از بچه ها -عقب افتادن کتاب خوندن :( -نوشتن پروپوزال + همه اینا یه طرف، کلی مشغله فکری بهش اضافه شد. + فرجام نیا به زهرا پیام داد که قرارداد ببندن. اما من انگار فراموش شدم. حتی وقتی با زهرا صحبت کرد سراغی هم ازم نگرفت. بهش تو تلگرام به یه بهونه ای پیام دادم، خیلی سر...
Happy Ani's Day
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 14:21
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
Future
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 14:21
یه خبر خوب توی صندوق خانوادگیمون یه سهم داشتم. امروز یه سهم دیگه هم اضافه کردم.البته باید حدود 1250000 تومن پرداخت کنم و ماهی 100 تومن ( 50 تومن جدید + 50 تومن قدیم) قسط بدم. وقتی بابام بهم گفت میشه اضافه کرد، تنها چیزی که از ذهنم رد شد ازدواجم بود. حس مردانگی و سرپرست خانوار بودن بهم القا شد. به ام...
یک هفته پر از تجربه
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:13
از روز دو شنبه کرج بودم. 3 روز 30 ساعت مطالب خیلی خوبی یاد گرفتم. با آدمای خوبی رفت و آمد کردم. در کل عالی بود. جمعه با مهرداد و سعید رفتیم پارک ملت. در مورد خییییییییلییییییی چیزا حرف زدیم. در مورد ازدواج، علم، کتاب، دین، جامعه شناختی، هدف زندگی و... فهمیدیم همه علوم و همه شاخه ها دریچه ای متفاوت ر...